صفحه اول
درباره انجمن
خدمات انجمن
عضويت در انجمن
فهرست اعضا
جستجوي اعضا
تماس با انجمن
درباره تحقيق و توسعه
اخبار
مقالات
English Section
جستجوي سريع اعضا


بخش اعضا
نام كاربري و رمز عبور خود را وارد كنيد
نام كاربري:
رمز عبور:
 
ثبت نام شركتها
رمز عبور فراموش شده
در صورت بروز اشكال با آدرس پست الكترونيك support@iranrd.net تماس حاصل فرماييد
 


پيوندهاي مفيد
¥ مقالات

مدل‌های نوین نوآوری: ابزار پیش‌بینی آینده
تحقیق و توسعه
شنبه، 24 مرداد 1388




مدل‌های نوین نوآوری: ابزار پیش‌بینی آینده

فرزانه میرشاه‌ولایتی
f.shahvelayati@gmail.com
فرهاد نظری‌‌زاده
کلید واژه ها: نوآوری، مدل‌های نوآوری، نسل‌های نوآوری، نوآوری فناورانه

مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری‌های دفاعی
هشتمین همایش بین‌المللی مراکز تحقیق و توسعه(تیر 88)

چکیده
مفهوم و مدل‌های نوآوری طی چند دهه‌ی اخیر بسیار گسترش یافته‌است. با توجه به تغییر و تحولات محیط اقتصادی و اجتماعی جهان، به لحاظ تاریخی و محتوایی، تاکنون پنج نسل‌ از فرایند نوآوری مطرح شده‌است. همچنین، به‌واسطه‌ی تلاش محققان برای تبیین چگونگی انجام نوآوری در بستر سازمان‌ها و جوامع مختلف، مدل‌های مختلف نوآوری توسعه یافته‌‌است. بعضی از این مدل‌ها با رویکردی ایستا و بعضی دیگر نیز با رویکردی پویا به توضیح دلایل و فرایند نوآوری‌های فناورانه در سطح خرد(بنگاه) ویا در سطح کلان(جامعه) پرداخته‌اند.
شناخت این نسل‌ها و مدل‌های نوآوری، از چند جهت می‌تواند اهمیت داشته‌باشد: یکی این که از طریق این مدل‌ها می‌توان با دقت و عمق بیش‌تری به فرایند نوآوری در بخش اقتصاد و صنعت کشور پرداخت و گلوگاه‌ها و مشکلات احتمالی آن را شناسایی کرد. دیگر آن‌که از طریق تسلط بر این مدل‌ها و همچنین آگاهی از نیازهای کشور و صنایع، راهبردها و الزامات اثربخش‌تری را برای حضور در بازار ملی، منطقه‌ای و جهانی تدوین کرد. سرانجام آن‌که مدل‌های نوآوری، نگاه‌ واقع‌گرایانه‌ای به عدم‌قطعیت‌ها، روندها، و تحولات محیط اقتصادی و اجتماعی دارند و از این جهت می‌توانند به عنوان مدل‌های آینده‌نگر به‌منظور برنامه‌ریزی و جهت‌گیری به سمت آینده مورد استفاده قرارگیرند.
به دلیل اهمیت اساسی نوآوری در حوزه‌ی اقتصادی-اجتماعی درعصر حاضر و به‌خصوص با توجه به این واقعیت که در در دنیای آینده، اقتصاد دانش‌محور اهمیت بیش‌‌ازپیش خواهد یافت؛ تمرکز اصلی این مقاله نیز بر مطالعه‌ی نسل‌ها و مدل‌های اصلی نوآوری از دیدگاه‌ اقتصادی و مدیریت فناوری است.


2 . مقدمه
نوآوری با رویکردهای مختلفی مورد بررسی محققان و دانشمندان قرارگرفته‌است. برخی آن را از منظر روانشناختی، بعض از منظر اقتصادی، عده‌ای از دیدگاه اجتماعی و مدیریتی و حتی گروهی آن را از دیدگاه دینی و غیره، مورد مطالعه قرارداده‌ و به ابعاد و جنبه‌های گوناگونی از آن اشاره کرده‌اند. به‌این ترتیب در ادبیات نوآوری با واژگان و اصطلاحات متعددی که در حوزه‌های دانشی مختلف شکل گرفته‌است، مواجه می‌شویم؛ عبارات و اصطلاحاتی نظیر: نوآوری‌های نمادین-عملی، نوآوری‌های سازمانی-فنی، نوآوری‌های اقتصادی-اجتماعی وغیره.
امروزه، نوآوری، بویژه نوآوری فناورانه اهمیت بسیار زیادی یافته‌است. اقتصاددان بزرگ، ژوزف شومپیتر نوآوری فناورانه را عامل کلیدی تمام پدیده های مرتبط با خلق سرمایه و اعتبار می داند چرا که نوآوری یکی از پایه‌های اصلی رقابت و توسعه اقتصادی به شمار می‌آید]1[. نوآوری فرایندی سیستمی و پیچیده است که از تولید ایده تا دستیابی به محصول و تجاری‌سازی آن، تداوم دارد. بنابراین، آن دسته بنگاهها وکشورهایی موفق‌تر خواهند بود که بتوانند ایده‌های جدید و خوب را با سرعت و هزینه مناسب توسعه داده و به بازار ارایه نمایند. اغلب، نوآوری را در سه سطح مورد بررسی قرار داده‌اند. این سه سطح عبارتند از: سطح ملی، سطح منطقه‌ای و سطح بنگاه که به ترتیب با این تعابیر نیز از آنها نام برده می‌شود: نوآوری در سطح کلان ، میانی و خرد . در سطح کلان یا ملی، به سیستم ملی نوآوری اشاره می‌شود که بنا به تعریف، شبکه‌ای از نهادها و سازمانهای عمومی و خصوصی است که در داخل مرزهای ملی، فعالیتها و تعاملات آنها امکان خلق، انتقال، جذب، تغییر، اشاعه و بکارگیری دانش سودمند (از نظر اقتصادی) را ممکن می‌سازد ]9[. نوآوری در سطح میانی به مناطق نوآور نظیر «دره‌ی‌سیلیکون» در امریکا یا «امیلیا روماگنا» در روسیه اشاره دارد که با فراهم کردن بسترها و نظام‌های لازم و تسهیل کننده به قطبهایی برای توسعه فناوری و نوآوری می‌پردازند. در سطح خرد، موضوع نوآوری در سطح بنگاه‌های اقتصادی و صنعتی مطرح می‌شود که اغلب نعطوف به توسعه‌ی محصولات، خدمات یا فناوری‌های جدید است.

3 . نوآوری چیست؟
علی‌رغم اهمیت و کاربرد گسترده واژه‌ی نوآوری، در مورد تعریف و مفهوم آن اتفاق نظر کاملی وجود ندارد. زیرا نوآوری را می‌توان از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داده و دسته‌بندی کرد. همین رویکردهای گوناگون باعث پدیدآمدن تقسیم‌‌بندی‌‌ها و تعاریف مختلف از نوآوری شده است. عده‌ای از محققان مفهوم نوآوری را بسیار گسترده و وسیع درنظر گرفته‌اند و تعریف آن‌ها نه تنها به نوآوری‌هایی که در سطح سازمان رخ می‌دهد توجه دارد، بلکه شامل آن از نوآوری‌هایی که در سطح جامعه باعث تغییر و تحولات فکری و اجتماعی می‌شود نیز می‌باشد. به این ترتیب، در یک تعریف کلی می‌توان نوآوری را شامل به‌وجودآوردن هر نوع مفهوم یا پدیده‌ی جدید دانست که توسط بشر شکل می‌گیرد.
برخی، جنبه‌های کاربردی‌تر از نوآوری مدنظر قرارداده و آن‌را فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش‌های جدید عملیات دانسته‌اند؛ که البته در این تعریف، مفهوم نوآوری تنها معطوف به نتیجه‌ی نهایی نیست، بلکه یک فرایند محسوب می‌شود. عده‌ای نیز گفته‌اند نوآوری عبارت است از تبدیل خلاقیت به یک نتیجه مشخص و کاربردی]2[. باید توجه داشت که مفاهیمی نظیر خلاقیت، ابتکار، اختراع، تجاری سازی فناوری و توسعه فناوری به شدت به نوآوری نزدیک و مرتبط‌اند، اما در عین حال، با آن متفات می‌باشند. مثلاً، اختراع عبارت است از خلق یک مفهوم یا فناوری بدیع که به تازه بودن آن در سطح جهان اشاره دارد؛ اما، نوآوری شامل بکارگیری اختراعات و فناوری‌های جدید برای خلق محصول، فرایند یا سامانه جدید یا بهتر (بهینه شده) است]5[. در حوزه‌ی اقتصاد و صنعت، نوآوری صنعتی مشتمل بر طراحی فنی، ساخت، مدیریت و دیگر فعالیت‌های قابل بحث در ارایه‌ی یک محصول جدید و یا اولین استفاده تجاری از یک فناوری یا تجهیزات جدید می‌باشد ]6[. نوآوری فناورانه، شامل یک فناوری جدید یا بهبود یافته و یا محصول مبتنی بر یک فناوری است که برای استفاده در بازار بوجود می‌آید ]3[.
اما وقتی با تمرکز بر بخش‌های صنعتی و اقتصادی از نوآوری صحبت می کنیم، نوآوری شامل یک ایده‌ی اغلب فنی است که از طریق دانش کسب شده یا موجود در سازمان، به محصول، خدمت یا فرایندی جدید تبدیل شده و این محصول از جانبه مشتری پذیرفته شده و بکارگرفته می‌شود.

4 . فرایند نوآوری
نوآوری در سطح بنگاه، اغلب شامل فرایندی است که از تشخیص نیاز یا فرصت آغاز شده و با تولید و پرورش ایده‌های مناسب و تدوین طرحهای اجرایی، منجر به تولید محصول یا فرایندی جدید می‌شود تا به مشتری عرضه گردد. تحقق کامل نوآوری مستلزم پذیرش آن از سوی مشتری و بکارگیری مؤثر آن است، به نحوی که تأثیر معنی‌دار اقتصادی (و یا اجتماعی) داشته باشد. نوآوری می‌تواند فرایندی بسیار پیچیده باشد چرا که تولید یک ایده، تحقق و شکوفایی آن معمولاً مستلزم گامهای متعددی است. در هر یک از این گام‌ها ایده‌ها و مفاهیمی آفریده می‌شود. اما، فرایند نوآوری هنگامی تحقق می‌یابد که این گام‌ها در پایان به بهره‌برداری و تجاری کردن یک محصول، فرایند یا سیستم پیشرفته بیانجامد ]4[. شناسایی مراحل کلیدی فرایند نوآوری به ما امکان می‌دهد که مهم‌ترین مسایل مدیریتی هر مرحله را شناسایی کنیم.











در نظام نوآوری و فرایند آن، سه زیر سیستم اصلی قابل شناسایی است. این زیر سیستم ها عبارتند از: زیر سیستم تولید ایده، زیر سیستم تامین منابع، زیر سیستم توسعه محصول.
این زیر سیستمها در تعامل با هم، سیستم نوآوری بنگاه را تشکیل می دهند. به لحاظ فرایندی و در شکل ساده شده، می‌توان نحوه کار را به این صورت بیان نمود: پس از طی مسیر پیچیده خلق و تولید یک ایده و یا شناسایی یک فرصت بالقوه، آن ایده در صورت وجود بستر مناسب پرورش یافته و تبدیل به طرح مفهومی می شود. برای توسعه و اجرای این طرح، لازم است منابع مالی تامین و تخصیص داده شود. برای این کار، لازم است بررسی و تحلیل فنی، امکان سنجی و تحلیلهای اقتصادی، و استراتژیک به عمل آید. در مرحله بعد و پس از کسب تایید مدیریت ارشد، فعالیتهای لازم برای تولید نمونه های اولیه و تست آنها انجام می شود. همچنین اقدامات لازم برای راه اندازی خطوط تولید و بازاریابی برای ورود به بازار صورت می‌گیرد. سایر فعالیتهای لازم، شامل پایش بازار و اعمال بازخورهای اصلاحی می باشد. جالب است بدانیم از هر 3000 ایده اولیه، تنها یکی موفق به راه یابی به بازار می شود. در مورد ایده های پرورش یافته که حتی منابع اولیه توسعه‌ی آن‌ها نیز تامین شده است، فقط یک چهارم از آنها موفق به حضور در بازار می شوند. این مطلب حاکی از سخت، پیچیده و پرهزینه بودن نوآوری است. شکل2 موضوع فوق را در ارتباط با فرایند کلی نوآوری در سطح بنگاه، به نمایش گذاشته است ]13[.















5. نگاه کلی به دسته‌بندی‌ها و انواع نوآوری
همان‌گونه که اشاره‌شد، نوآوری را می‌توان از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داد. همین رویکردهای گوناگون باعث پدیدآمدن دسته‌بندی‌‌ها و تعاریف متفاوت شده است. عده‌ای از دانشمندان مفهوم نوآوری را بسیار گسترده و وسیع درنظر گرفته‌اند و درعوض عده‌ای این مفهوم را به‌شکلی کاملاً خاص و محدود به‌کاربرده‌اند. در این‌قسمت از مقاله، با مرور بعضی از رایج‌ترین دسته‌بندی‌ها و تعاریف، مشخص می‌شود که منشاء و رویکردهای مطرح در این زمینه، چیست.

• نوآوری نمادین و نوآوری عملی
بیشتر نوآوری‌ها، نوآوری‌های فنی هستند که شامل یک ایده و یک نمود مادی می‌باشند. یک نوآوری از دو بخش تشکیل شده است: بخش ایده‌ و بخش عینی (جنبه‌های فیزیکی). تمام نوآوری‌ها در برگیرنده ایده‌ای هستند، اما برخی از آن‌ها قسمت عینی ندارند. بنابراین، یکی از معیارهای دسته‌بندی نوآوری‌ها، می‌تواند دارابودن بخش عینی باشد. به‌این ترتیب، نوآوری‌هایی که فقط دارای بخش ایده هستند و نمود فیزیکی ندارند، نوآوری‌های نمادین به حساب می‌آیند. در حالی‌که نوآوری‌های دارای جزء عینی، جنبه عملی و کاربردی دارند]13[.

• نوآوری در سطح کلان، میانی و خرد
می‌توان گفت سه سطح کلی برای نوآوری وجود دارد و هر یک از این سطوح در سطح خاص خود به تعریف سیستم نوآوری می‌پردازد: سطح ملی، سطح منطقه‌ای و سطح بنگاه یا سازمان. در سطح کلان یا ملی، به سیستم ملی نوآوری اشاره می‌گردد که بنا به تعریف عبارتست از شبکه‌ای متشکل از نهادهای عمومی و خصوصی در داخل مرزهای ملی که فعالیت‌ها و تعامل آنها امکان خلق، جابجایی، جذب، تغییر، اشاعه و بکارگیری دانش سودمند (از نظر اقتصادی) را ممکن می‌سازد]9[. در هر سیستم ملی نوآوری، پنج زیر سیستم با یکدیگر در تعامل هستند که شامل این موارد می‌باشد:
• زیرسیستمهای تولیدی (شامل بنگاههای عمومی و خصوصی که در داخل کشور فعالیت دارند).
• زیر سیستم علمی و فناورانه (که نهادهای متفاوتی همچون مراکز تحقیقاتی یا سازمانهای اشاعه فناوری را در بر می‌گیرد).
• زیر سیستم تحصیل و آموزش (شامل مراکز تحصیلی و آموزشی در سطوح مختلف).
• زیر سیستم مالی (شامل بانکها، مؤسسات بیمه و بویژه سازمانهایی که نوآوری را حمایت مالی می‌کنند).
• زیر سیستم اداری و قانونی (شامل نهادهای عمومی که زمینه کار را فراهم می‌کنند، قوانین بازی را تعریف می‌کند و انگیزه‌های لازم را فراهم می‌آورند).
نوآوری میانی، روی مناطق نوآور، متمرکز است. منطقه نوآور عبارتست از : شبکه‌ای پیچیده از ارتباطات اجتماعی غیررسمی در یک منطقه جغرافیایی محدود. چنین شبکه‌ای از طریق فرآیندهای یادگیری هم‌افزا و بهم پیوسته، باعث افزایش ظرفیت نوآوری می‌شود]8[. در واقع بدنبال حجم رو به رشد تحقیقات در دهه گذشته، رویکردهایی نظیر سیستم تولید منطقه‌ای، مناطق صنعتی، شبکه‌های‌نوآوری منطقه‌ای و مناطق نوآور مطرح گردیده است که نتیجة آن، پدید آمدن مناطقی با سطح بالای نوآوری نظیر سیلیکون ولی ، روت 128، بادن ورتمبرگ و امیلیا روماگنا شده است. دلایل موفقیت چنین مناطقی عبارتند از: اول، انباشتگی منطقه‌ای تسهیلات لازم برای فرآیندهای یادگیری به هم پیوسته. بواسطه اینکه اطلاعات، دانش و تجربه در این مناطق به سرعت اشاعه می‌یابد، ظرفیت نوآوری شرکتها افزایش می‌یابد. دوم، سازوکارهای پویای کاهش عدم قطعیت . به دلیل وجود سیستم تولید محلی، هزینه و ریسک در سطح منطقه پراکنده می‌شود. همچنین سازوکارهایی نظیر شبکه‌های خریدار ـ تأمین کننده، آژانسهای انتقال فناوری، همکاریهای تجاری و آموزشی با ساختار نرم‌افزاری به موفقیت این مناطق کمک می‌کند.
در مناطق نوآور، اهمیت عناصر اجتماعی در فرآیند نوآوری مورد توجه قرار می‌گیرد و نوآوری به عنوان یک فرآیند یادگیری تجمعی مطرح می‌شود که بوسیله برخی پدیده‌های اجتماعی نظیر انتقال دانش فنی، تقلید از تجارب مدیریتی موفق، تقلید از نوآوریهای فناورانهی، ارتباطات چهره به چهره، همکاریهای رسمی و غیررسمی بین شرکتها و تبادلات ضمنی اطلاعات تجاری و فناورانهی، تقویت می‌گردد.
در سطح خرد، به نوآوری در بنگاه یا سازمان پرداخته می‌شود. فرایند نوآوری سازمانی دارای مراحل مختلفی است. «دفت » این مراحل را به شکل زیر بیان کرده است] 5[ :
• تشخیص نیاز: عدم رضایت از وضع موجود و به عبارتی دیگر آگاهی از فاصله بین عملکرد مطلوب و واقعی که برای تشخیص نیاز و کاستی‌های راههای فعلی انجام کار، ضرورت دارد.
• شکل دادن ایده نو: ایده نو می‌تواند در قالب یک مدل، مفهوم یا برنامه ارائه شود و می‌تواند شامل محصول جدید، فناوری جدید و یا تکنیک جدیدی برای ادارة کارکنان باشد.
• ارائه کتبی و مستند طرح: ارائه طرح بصورت کتبی همراه با مستنداتی برای تأیید آن، ایده نو را کاملاً مشخص و عملیاتی کرده، چگونگی حل مشکلات فعلی و توسعه عملکرد را نیز مشخص می‌سازد.
• تصمیم‌گیری برای قبول تغییر: تصمیم‌گیری برای تغییرات بزرگ، نیاز به تأیید رسمی مدیران دارد. اما تغییرات کوچک می‌تواند با تأیید غیررسمی نیز به اجرا درآید.
• تخصیص منابع: برای اینکه تغییری به اجرا درآید، طبیعتاً منابع مالی و نیروی کار مناسب باید اختصاص داده شود.
از آنجا که در این تحقیق تمرکز ما بر نوآوری در سطح خرد (بنگاه) می‌باشد، بهتر است با دقت بیشتری آنرا مورد بررسی قرار دهیم. در ادبیات نوآوری به سه دسته مطالعه در مورد سطح بنگاه یا سازمان بر می‌خوریم که عبارتند از:
• مطالعات در زمینه اشاعه
• مطالعات در زمینه نوآوربودن سازمانی
• مطالعات در مورد تئوری فرآیند
هر یک از این مطالعات به موضوع نوآوری می‌پردازند اما اختلاف آنها در سؤالات تحقیق، مقیاسهای سنجش و متغیرهای وابستة مورد مطالعه می‌باشد]9[.

• نوآوری فنی و نوآوری اداری
نوآوری را می‌توان به دو دسته‌ی نوآوری فنی و نوآوری اداری یا سازمانی تقسیم کرد. نوآوری فنی، به محصولات، خدمات، یا فرایندهای کاملاً جدید یا بهبود‌یافته اطلاق می‌شود. در مقابل، نوآوری اداری به ساختار سازمانی و فرایندهای اداری ربط پیدا می‌کند و می‌تواند بر نوآوری فنی تأثیر بگذارد یا نگذارد. نوآوری‌های فرایندی یا اداری، فعالیت‌های جدیدی هستند که در عملیات تولید محصول یا عرضه خدمات سازمان وارد می‌شوند و شامل مواد ورودی، شرح وظایف، سازوکارهای جریان کار یا اطلاعات و تجهیزات مورد استفاده برای تولید محصول یا عرضه‌ی خدمات می‌باشند]7[.

• نوآوری و عدم قطعیت
پیرسون با توجه به عدم قطعیت موجود در نوآوری، فعالیت‌های مرتبط با نوآوری را به چهار نوع تقسیم کرده‌است. وی عدم قطعیت را در دو بُعد مستقل و مشخص در نظر می‌گیرد] 5[:
- عدم قطعیت یا نامعینی در مورد نتیجه (یعنی در مورد دستاورد فعالیت، ابهام وجود دارد).
- عدم قطعیت یا نامعینی در مورد راه‌های نیل به هدف
این دو بعد نامعینی، معرف چهار نوع فعالیت نوآوری است که در شکل 3 نشان داده شده است.








شکل 3: انواع عدم قطعیت و نوآوری‌های مرتبط با آن

1. تحقیقات اکتشافی، دسته‌ای از فعالیت‌هاست که شکل دستاورد آن‌ها و راه‌های رسیدن به آن دستاورد از قبل مشخص نیست. این نوع فعالیت‌ها بیش‌تر توسط دانشمندان و فناوران انجام می‌شود. بازخورد این نوع فعالیت‌های نوآوری، معمولاً کند است و چندان درمعرض دید عمومی نیست. معمولاً در دسته‌بندی نوآوری، این قبیل فعالیت‌ها، نوآوری‌های بنیادی نامیده می‌شوند که اغلب جنبه‌ی نظری دارند.
2. فعالیتهای مهندسی توسعه شامل آن دسته از فعالیت‌هاست که اهداف و دستاوردها به روشنی تعریف شده، اما راههای رسیدن به آنها، چنانکه باید روشن نیست.
3. مهندسی کاربرد، فعالیت‌هایی است که در آن فناوری نسبتاً شناخته شده است، اما موضوع اساسی، چگونگی استفاده و کاربرد آن فناوری است. به این جهت فعالیت‌های این حوزه را مهندسی‌‌کاربرد می‌نامیم. موضوعات اساسی این حوزه، حول و حوش نوآوری در کاربردهای گوناگون محصولات و تعیین مصرف‌کنندگان مناسب آن‌هاست.
4. فعالیتهای نوع چهارم آن‌هایی هستند که اهداف و دستاورد‌های مشخصی دارند و راه‌های رسیدن به آن‌ها نیز نسبتاً مشخص است. فعالیت‌های این حوزه، حول سرعت ترکیب تکنیک‌های فنی و شناسایی بازارهای متناسب با آن‌ها است.

6. نسل‌های نوآوری
نسل‌های نوآوری با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و عملی و میزان بلوغ و پیشرفت دانش بشری، در طول زمان تکامل یافته‌اند محققی به‌نام راتول این نسل‌های نوآوری را دسته‌بندی کرده‌است. داجسون]11 [به‌نقل از راتول پنج نسل فرآیند نوآوری این‌گونه مطرح می‌کند:
• نسل اول، فشار فناوری: بسیاری از نوآوریها بر اثر فشار علم و فناوری و اکثر خط‌شکنی‌های فناورانه بر مبنای اکتشافاتی که قبلاً اتفاق افتاده، صورت گرفته‌اند. علم، مبانی لازم برای توسعه فناوری را فراهم آورده و توسعه فناوری نیز موجب خلق بازارهای جدید شده است]8[ ویژگی‌های این مدل عبارتند از: فشارفناوری بعنوان یک فرایند ترتیبی خطی ساده، و نگاه به بازار به عنوان ظرفی برای نتایج تحقیق و توسعه. در این مدل تأکید روی تحقیق و توسعه است.
• نسل دوم، کشش بازار: گاهی توسعه فناوری در اثر کشش بازار صورت می‌گیرد. یعنی فناوری برای پاسخ دادن به نیاز یا تقاضای بازار توسعه می‌یابد]8[. این مدل دارای ویژگی‌های زیر است: فرآیند ترتیبی خطی ساده، نگاه به بازار به عنوان منبع ایده‌ها برای هدایت تحقیق و توسعه، و قائل شدن نقش فعال برای تحقیق و توسعه. تأکید این مدل بیشتر روی بازاریابی است.
• نسل سوم، مدل دوگانه: ترکیبی از هر دو مدل قبلی در آن وجود دارد به عبارت دیگر ترکیبهای فشاری ـ کششی، یا کششی ـ فشاری وجود دارد. ویژگیهای آن عبارتست از: فرآیند متوالی اما دارای حلقه بازخورد، توازن بیشتر بین تحقیق و توسعه و بازار. در این مدل تأکید روی یکپارچگی تحقیق و توسعه با بازار می‌باشد.
• نسل چهارم، مدل یکپارچه: در مدل یکپارچه ارتباط و تعامل با مشتریان و تأمین کنندگان بیشتر مطرح می‌شود و یکپارچگی تحقیق و توسعه و تولید بمنظور افزایش توان طراحی و بالابردن همکاری مورد توجه قرار می‌گیرد. در این مدل تأکید روی یکپارچگی بین تولید و تحقیق و توسعه است و همکاری های افقی و سرمایه‌گذاری مشترک مورد توجه قرار می‌گیرد.
• نسل پنجم، سیستم‌های یکپارچه و شبکه‌ای : مدلی است که در آن توسعه موازی و کاملاً یکپارچه روی می‌دهد. استفاده از سیستمهای خبره، مدلسازی و شبیه‌سازی در تحقیق و توسعه و ارتباطات نزدیک با مشتریان مورد توجه است. یکپارچگی استراتژیک با تأمین کنندگان اولیه شامل توسعه یافتگی محصولات جدید و سیستم‌های بهم پیوسته بیشتر است و ارتباطات افقی نظیر سرمایه‌گذاری مشترک، تحقیقات گروهی، همکاری در تنظیم بازار و غیره اتفاق می‌افتد. تأکید این مدل روی انعطاف‌پذیری شرکت و سرعت توسعه است. به عبارت دیگر استراتژی مبتنی بر زمان، در حالیکه تمرکز بر مشتری در مرکز استراتژی قرار دارد، مورد توجه قرار می‌گیرد. بعلاوه تمرکز روی کیفیت و سایر عوامل غیرهزینه‌ای نیز صورت می‌پذیرد. در واقع مدل چهارم بر یکپارچگی اجزای درون سازمانی در جهت نوآوری تأکید دارد در حالیکه مدل پنجم بر یکپارچگی و ارتباط سازمان با محیط (مشتریان، تأمین‌کنندگان و غیره) اشاره می‌کند.

7. مدل‌های ایستا و پویای نوآوری
آفوا ، مدل‌های نوآوری را به دو دسته‌ی کلی ایستا و پویا ، تقسیم می‌نماید]7[. وی بیان می‌کند اغلب مدل‌هایی که در گذشته مطرح شده‌اند، حالتی ایستا دارند و این بزرگترین عیب آن‌هاست. مدل‌های ایستا، رویکردی میان‌بخشی ارایه می‌کنند که در آن توانایی و دانش بنگاه در زمانی مشخص در یک نقطه خاص بکار گرفته می‌شود. این‌گونه مدل‌ها، به آنچه که در ادامه‌ی یک نوآوری برای اولین‌بار شکل می‌گیرد، توجهی ندارند. تنها پویایی‌ای که در مدل‌های ایستا به چشم می‌خورد، تغییر از یک محصول قدیمی به یک محصول جدید است.
اما رویکرد مدل‌های پویا نه تنها خود نوآوری، بلکه کشف و بیان تغییرات بعدی آن است. مدل‌های پویا، فناوری را جریانی می‌دانند که هم دارای تغییرات تدریجی و هم دارای تغییرات رادیکال (جهشی یا ناگهانی) است و هر یک از این دو نوع تغییر ممکن است به نوعی بر موفقیت بنگاه تأثیر داشته باشد.
در این مقاله مجموعاً به بررسی سیزده مدل نوآوری پرداخته می‌شود که ده مدل تحت دسته بندی ایستا و سه مدل نیز تحت دسته بندی پویا عرضه می‌گردد.

الف. مدل‌های ایستای نوآوری
1. مدل نوآوری تدریجی-رادیکال: شاید یکی از معروفترین مدل‌های نوآوری در سطح بنگاه است. بر اساس آن، نوآوری‌ها به دو دسته کلی نوآوریهای تدریجی و نوآوریهای رادیکال تقسیم می‌شوند. در این مدل، دسته‌بندی نوآوری بر اساس تأثیراتی است که نوآوری در یک سازمان دارد. این تأثیرات دو دسته‌اند: تأثیرات سازمانی و تأثیرات اقتصادی. به لحاظ سازمانی، اگر تأثیرات نوآوری مستلزم تغییر یا توسعه توانایی‌های ضمنی بنگاه در عرضه محصولات جدید باشد، به آن تأثیرات سازمانی می گویند. اگر نوآوری به نوعی باشد که دانش فنی موردنیاز آن با دانش موجود سازمان کاملاً متفاوت باشد و آن نوآوری، موجب منسوخ شدن دانش ‌موجود شود، آن را نوآوری رادیکال می‌نامند. ولی اگر نوآوری بر اساس دانش موجود باشد، نوآوری تدریجی رخ داده است که اصطلاحاً به آن فزایندة شایستگی می‌گویند. اگر تأثیرات نوآوری از جنبه اقتصادی مدنظر قرار گیرد، دسته‌بندی نوآوری با تمرکز بر وجه رقابتی و اقتصادی خواهد بود. به این ترتیب اگر نوآوری موجب حذف محصولات قبلی بنگاه یا غیررقابتی شدن آنها شود، یا به عبارتی منجر به ارایه محصولی ممتاز (به لحاظ هزینه و ویژگیها) شود، نوآوری رادیکال رخ داده است. اما اگر محصول جدید در کنار سایر محصولات قبلی وارد عرصه رقابت و اقتصاد شود، نوآوری تدریجی می‌باشد]7[.

2. مدل آبرناتی ـ کلارک : مدل آبرناتی ـ کلارک تفسیری را در مورد علت این‌که «چرا در مورد نوآوری رادیکال، قدیمی‌ها ممکن است بهتر از تازه‌واردها عمل نمایند»، ارایه می‌دهد. این مدل اظهار می‌کند که در واقع دو گونه دانش وجود دارد که از نوآوری پشتیبانی می‌کند: دانش فناورانه و دانش بازار. بنابراین قابلیتهای فناورانه بنگاه می‌تواند منسوخ شده باشد در حالیکه دانش بازار آن هنوز بکر و تازه به شمار آید. این مدل نوآوری را با توجه به تأثیر آن روی دانش تولیدکنندگان در زمینه فناوری و بازار، دسته‌بندی می‌کند. اگر یک نوآوری موجب حفظ قابلیتهای موجود فناورانه و بازار یک بنگاه شود، به آن نوآوری‌عادی می‌گویند. اگر موجب حفظ قابلیتهای فناورانه شود اما باعث از بین رفتن قابلیتهای بازار گردد به آن فرصت (بازار) جدید گفته می‌شود. اگر نوآوری باعث تخریب قابلیتهای فناورانه شود ولی قابلیت‌های بازار را حفظ کند، به آن نوآوری‌انقلابی می‌گویند و اگر باعث تخریب هر دو قابلیت موجود فناورانه و بازار شود، به آن نوآوری‌معمارانه می‌گویند.
3. مدل هندرسون ـ کلارک : هندرسون و کلارک متعجب شده بودند که چرا بعضی بنگاه‌های قدیمی در مواجهه با ظهور نوآوریهای تدریجی ـ که ظاهراً تغییرات بسیار کمی در فناوری موجود می‌دهد ـ مشکلات زیادی دارند. آن‌ها اظهار کردند از آنجا که محصولات بطور معمول شامل اجزاء به هم متصل می‌باشند، ساخت آنها نیازمند دو گونه دانش است: دانش تولید اجزاء و دانش به هم متصل کردن آنها که دانش معمارانه نامیده می‌شود. پس یک نوآوری می‌تواند یا روی دانش اجزاء تأثیر داشته باشد و یا روی دانش معماری اثر کند و یا اینکه روی هر دوی آن‌ها تأثیر داشته باشد که هریک از این موارد، نتایج متفاوتی در بنگاه خواهد داشت. بر این مبنا هندرسون و کلارک چهار نوع نوآوری تعریف کرده‌اند. اگر نوآوری هم موجب ارتقای دانش اجزاء (قطعات) و هم موجب ارتقای دانش معماری شود، نوآوری تدریجی است. اگر نوآوری، مخرب هر دو دانش موجود اجزاء و معماری شود (یعنی دانش موجود، در نوآوری جدید کاربرد نداشته باشد)، به آن نوآوری رادیکال می‌گویند. در حالتی که تنها دانش معماری بلااستفاده ‌شود ولی دانش اجزاء ارتقاء ‌یابد، نوآوری معمارانه رخ داده است و سرانجام اگر نوآوری مخرب دانش اجزاء باشد و دانش معماری را ارتقاء دهد به آن، نوآوری پیمانه‌ای یا ماجولار می‌گویند. با این تعریف، روشن می‌شود که چرا بعضی بنگاهها با نوآوری تدریجی مشکل دارند. احتمالاً آنها نوآوری معمارانه و نوآوری تدریجی را بدرستی از هم تشخیص نمی‌دهند. یعنی بعضی‌مواقع اجزاء (قطعات) تغییر می‌کرده وبه ظاهر نوآوری تدریجی به نظر می‌رسیده، اما در اصل نوآوری معمارانه رخ می‌داده است. زیرا دانش معماری معمولاً از نوع دانش ضمنی است درنتیجه، تشخیص و واکنش نشان دادن نسبت به آن مشکل است]7[.

4. مدل زنجیره‌ی ارزش افزوده : زنجیره ارزش افزوده نوآوری مدلی است که هم می‌تواند بیان کند چرا بعضی قدیمی‌ها در مورد نوآوریهای رادیکال بهتر از تازه واردها عمل می‌کنند و هم اینکه چرا برخی اوقات قدیمی‌ها در مورد نوآوریهای تدریجی دچار شکست می‌شوند. این مدل با مدلهای قبلی متفاوت است چرا که آنها بر تأثیرات نوآوری در قابلیتها و رقابت‌پذیری بنگاه تأکید داشتند، اما این مدل بر تأثیرات نوآوری در رقابت‌پذیری و قابلیتهای تأمین کنندگان، مشتریان و نوآوران مکمل متمرکز می‌شود. به عنوان مثال، مدلهای قبلی به این سؤال پاسخ می‌دادند که: «خودروی الکتریکی چه تأثیری بر قابلیتهای تکنولوژیک و بازاری شرکت فورد دارد؟ »اما در واقع انجام یک نوآوری تأمین کنندگان، مشتریان و نوآوران مکمل را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و تأثیرات آن فقط در خود شرکت نیست. بعلاوه، یک نوآوری که برای یک تولید کننده، نوآوری تدریجی به حساب می‌آید، ممکن است برای مشتریان و نوآوران مکمل، نوآوری رادیکال به حساب آید و همان نوآوری برای تأمین کنندگان، نوآوری تدریجی به حساب آید. مثال صفحه کلیدهای کامپیوتری دی‌اس‌کا و کیو‌ورتی ـ که تفاوت آنها در جانمایی کلیدهاست‌ـ ، مثال خوبی است. ترتیب قرارگیری کلیدها در صفحه کلیدهای دی‌اس‌کا در حدود 20 تا 40 درصد بهتر است و بیشتر صفحه کلیدهای امروزی بر این اساس ساخته می‌شوند ولی همین تغییر برای مشتریانی که به ترتیب صفحه کلیدهای کیوورتی عادت داشتند، یک نوآوری رادیکال محسوب می‌شد چرا که باید شیوه تایپ کردن خود را تغییر می‌دادند و این به منزله یک نوآوری مخرب شایستگی آنها بود. اما در همین حال این تغییر در جانمایی کلیدها، برای تولید‌کنندگان فقط ارتقای قابلیت رقابت محسوب می‌شد و نوآوری رادیکال به حساب نمی‌آمد زیرا آنها نیازی به دانش جدید نداشتند.

5. رویکرد رهبری راهبردی(استراتژیک) :رویکرد رهبری راهبردی عنوان می‌دارد که محرکهای استراتژیک برای سرمایه‌گذاری در یک نوآوری، یا شکست در بکارگیری آن، به دلیل تخریب شایستگی، تنها بعد از آن رخ می‌دهد که مدیریت ارشد سازمان، ظرفیت آن نوآوری را تشخیص داده باشد. مدیریت ارشد تصمیم می‌گیرد در یک نوآوری سرمایه‌گذاری کند یا اگر چنین تصمیمی توسط رده‌های پایین‌تر مدیریت نیز گرفته شود، به هر حال منعکس کننده ارزشها و تفکرات مدیریت ارشد است. اما سرمایه‌گذاری در یک نوآوری پرهزینه، یا توانایی پذیرش و بکارگیری آن نوآوری، فعالیتی توسعه‌ای برای ظرفیت نوآوری در جهتی است که مدیریت ارشد تشخیص می‌دهد. این توانایی مدیریت ارشد در تشخیص ظرفیت یک نوآوری، منطق مدیریتی یا رویکرد وی به جهان نامیده می‌شود و به این عوامل بستگی دارد: تجربه مدیریتی، منطق سازمانی و منطق صنعت . بنابراین خواه بنگاه تازه‌وارد باشد، خواه قدیمی، موضوعات مطرح در حوزه منطق رهبری استراتژیک تفاوت چندانی نخواهد داشت.

6. ماتریس مشابهت : فرض کنیم مدیریت ارشد، ظرفیت یک نوآوری را تشخیص داد و تصمیم به پذیرش آن گرفت. آیا بنگاه به موفقیت دست خواهد یافت؟ این بستگی به سازوکاری دارد که بنگاه برای پذیرش نوآوری بکار می‌گیرد. دو محقق به نامهای رابرتز و بری عنوان کرده‌اند که در پذیرش یک نوآوری، بنگاه می‌تواند از هفت سازوکار استفاده نماید که عبارتند از: توسعه داخلی ، تملک (بدست آوردن یک شرکت صاحب تکنولوژی) ، لیسانس ، سرمایه‌گذاری داخلی ، سرمایه‌گذاری مشترک یا اتحاد ، سرمایه‌گذاری در شرکتهای جدید و رو به رشد (سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر) و محیطهای رشد تکنولوژی، تملک آموزشی (خرید شرکت به منظور یادگیری از آن). بنگاه بسته به میزان همخوان یا متفاوت بودن تکنولوژی ـ که نوآوری را پشتیبانی می‌کند ـ و بازار، از این سازوکارها استفاده می‌کند. این سازوکار اقتضایی بستگی به میزان رادیکال بودن نوآوری برای بنگاه دارد. بطور خلاصه می‌توان گفت اگر تکنولوژی و بازار با بنگاه همخوان باشند ( یعنی نوآوری تدریجی)، آنگاه توسعه نوآوری بر اساس قابلیتهای درونی، برای بنگاه راحت‌تر است. اگر بازار و تکنولوژی هر دو جدید و غیرهمخوان باشند، بهتر است بنگاه از سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر و سرمایه‌گذاری در شرکتهای جدید و مدیریت آنها و یا تملک آموزشی استفاده نماید]7[.
7. مدل کمیت و کیفیت دانش جدید : اصطلاحات تدریجی، رادیکال و معماری همگی بیانگر انواع تغییراتی است که در دانش رخ می‌دهد. این تعاریف بیانگر کیفیت جدید بودن دانش جدید هستند. بعلاوه نوآوری می‌تواند به عنوان فعالیتی در مورد میزان افزایش دانش و شکل دانش نیز در نظر گرفته شود. این مسئله تحت عنوان تأثیرات بازخور مثبت مورد بحث قرار می‌گیرد. محصولات را نوعاً می‌توان در دو گروه فرآیند تولید انبوه و دانش پایه در نظر گرفت. محصولات انبوه‌سازی به محصولاتی نظیر زغال سنگ گیاهان، چوب و سایر منابع طبیعی که به دانش کمی نیاز دارند گفته می‌شود در حالیکه محصولات دانش پایه نظیر هواپیما، داروها، کامپیوتر، نرم‌افزار، تجهیزات ارتباطات راه دور، تسلیحات، اتوماسیون کارخانه و محصولات بیوتکنولوژیک به مقادیر کمی منابع طبیعی نیاز دارند ولی در عوض به دانش بالایی احتیاج دارند. این نوع محصولات را محصولات تکنولوژی بالا می‌نامند. محصولات انبوه‌سازی بازگشت سرمایة کمی دارند بعنوان مثال تهیه گیاهان بستگی به زمین دارد و افزایش تولید به معنای آنست که در نهایت زمین پربار کمتری در اختیار خواهد بود. بنابراین حد بهینه‌ای برای اینگونه تولیدات وجود دارد و این وابستگی زیاد محصولات کشاورزی را به منابع طبیعی نشان می‌دهد. در عوض، محصولات دانش پایه دارای بازگشت افزایشی یا بازخور مثبت هستند. نوعاً هزینه‌های اولیة این محصولات زیاد است اما هزینه‌های متغیر سرانه هر محصول کم خواهد بود. مثلاً راه اندازی کارخانه تولید دارو ممکن است تا پانصد میلیون دلار هزینه داشته باشد در حالیکه هزینه تولید هر واحد دارو کمتر از ده سنت است. بعلاوه محصولات دانش پایه، تأثیرات شبکه‌ای را به نمایش می‌گذارند. یعنی افزایش استفاده کنندگان یک محصول به معنی ارزشمند‌تر شدن آنست. این افزایش ارزش به دو دلیل است: اول به دلیل تأثیر اشتراک است. مثلاً هر چه تعداد استفاده کنندگان تلفن بیشتر باشد، ارزش آن نیز بعنوان وسیله ارتباطی، بیشتر خواهد شد چرا که امکان ارتباط بیشتر و گسترده‌تری را میسر می‌کند. دوم آنکه، با افزایش استفاده کنندگان، تعداد محصولات مکمل می‌تواند افزایش یابد. بیرونی بودن شبکه و محدودیت مشتری در محصولات دانش پایه باعث می‌شود که حتی اگر تکنولوژی الف برتر از تکنولوژی ب باشد، باز هم احتمالاً تکنولوژی ب در رقابت برنده شود. بعنوان مثال در سیستمهای عامل کامپیوتری، یک سیستم عامل قدیمی‌تر به دلیل آشنایی بیشتر کاربران به آن، بر سیستم عامل برتر ترجیح داده شود.

8. مدل تیس(آمادگی و دارایی‌های مکمل) : تیس اظهار می‌کند که دو عامل برای سودبردن از یک نوآوری مؤثر است: شیوة انحصار و دارایی‌های مکمل. این عوامل است که می‌تواند باعث شود یک بنگاه قدیمی در نوآوری رادیکال موفق باشد. شیوه اختصاصی توسعه یک فناوری می‌تواند آن را از تقلید شدن محافظت نماید و بنابراین یک نوآور به خود اجازه می‌دهد تا حقوق مربوط به آن نوآوری را تملک کند. غیرقابل تقلید بودن ممکن است یا ناشی از خصوصیات ضمنی محافظت فناوری (نظیر پتنت، حق تألیف، علامت تجاری، و محرمانگی تجاری) باشد و یا ناشی از این واقعیت باشد که تقلید کننده، ظرفیت لازم را برای تقلید از آن فناوری ندارد. دارایی مکمل شامل تمام قابلیتهای دیگری است که بنگاه برای بکارگیر فناوری لازم دارد و شامل تولید، بازاریابی، شبکه توزیع، خدمات، شهرت، نام و فناوریهای مکمل می‌باشد و ممکن است یک تازه‌وارد فاقد آنها باشد]13[.

9. مدل محیط بومی : یک نوآوری که می‌تواند مخرب شایستگی بنگاه باشد نشان می‌دهد که توانایی بنگاه در بکارگیری نوآوری احتمالاً بستگی به عواملی خارج از بنگاه دارد. برخی نویسندگان به این مطلب اشاره داشته‌اند و عنوان کرده‌اند که توانایی بنگاه در نوآوری تابعی از محیط آن است. به عنوان مثال توماس می‌گوید محیط پرتقاضا موجب نوآوری بیشتری می‌شود. او در مطالعه‌ای مقایسه‌ای بین سیاستهای صنعتی ده کشور، دریافت شرکتهای داروسازی در انگلیس و آمریکا که قوانین دولتی سخت‌گیرانه‌ای در مورد سلامت و کیفیت دارند بسیار نوآورتر از کشورهایی نظیر فرانسه‌اند که دارای قوانینی آسانتر هستند. پورتر نیز نوآور بودن یک بنگاه را تابعی متشکل از چهار متغیر محیطی آن می‌داند که وی به مجموعه آنها، الماس لقب داده است. این عوامل عبارتند از: وضعیت تقاضا در بازار؛ صنایع وابسته و مرتبط؛ استراتژی و ساختار بنگاه، و رقابت. عوامل شکل‌دهندة وضعیت نظیر: منابع طبیعی، نیروی کار ماهر، سرمایه، مؤسسات آموزشی (دانشگاههای محلی) و آزمایشگاههای تحقیقاتی خصوصی که مخزن علوم، دانش بازار و دانش تکنولوژیک هستند، می‌توانند به عنوان منبع مزیتهای محلی به شمار می‌آیند. همچنین قوانین دولتی نیز یک عامل مهم محسوب می‌شود.

10. مدل انتخاب استراتژیک : رویکرد انتخاب استراتژیک بیان می‌دارد که اگر یک بنگاه قدیمی در شروع یک نوآوری پیش گام نیست،‌ ممکن است به دلیل یکی از این موارد باشد: انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در آن نداشته و آن نوآوری مخرب شایستگی‌هایش است، ظرفیت این نوآوری را تشخیص نداده، دارایی‌های مکمل موردنیاز را در اختیار ندارد، سازوکارهای مناسب جهت پذیرش نوآوری را ندارد، در محیطی قرار دارد که مشوق نوآوری نیست (مثلا محیط انحصاری). این می‌تواند ناشی از استراتژی نوآوری بنگاه، اهداف آن، زمانبندی، اقدامات، تخصیص منابع در بکارگیری دانش جدید برای تولید محصولات یا خدمات تازه باشد. با انتخاب اولیة درست، بنگاه می‌تواند شایستگی‌های و دارایی‌های مکمل مناسب را ایجاد نماید و یا حتی نوع محیطی را که در آن فعالیت می‌کند، شکل دهد. فریمن در این رابطه، چند نوع استراتژی نوآوری پیشنهاد می‌نماید: تهاجمی ، تدافعی ، تقلیدی ، وابسته ، سنتی و فرصت‌طلبانه . بنگاهی که استراتژی تهاجمی دارد در ارائه محصول جدید پیشگام است. اگر استراتژی بنگاه، اول بودن در نوآوری باشد، در نوآوری و ایجاد ظرفیت برای آن، سرمایه‌گذاری می‌کند. در استراتژی تدافعی، بنگاه منتظر می‌ماند تا یک رقیب با استراتژی تهاجمی شروع به ارائه محصول جدید نماید و با مشکلات ناشی از نوآوری مواجه شود، سپس بنگاه دارای استراتژی تدافعی شروع به ارائه محصولات خود می‌کند و این در حالی است که اشکالات کشف شده را در محصول خود تصحیح کرده است. بنگاهی که استراتژی تدافعی نوآوری را اتخاذ می‌کند باید دارایی‌های مکمل خیلی قوی در زمینه‌هایی نظیر ساخت، بازاریابی، شبکه‌های توزیع و شهرت و اعتبار در اختیار داشته باشد که اجازه تجاری‌سازی یک اختراع را به او بدهد تا هنگام آغاز فعالیت، بتواند بسرعت حرکت نماید. چنین بنگاههایی معمولاً بخش تحقیق و توسعه ای در اختیار دارند که دانش اخذ شده را در جهت تولید محصولات متفاوت و اغلب با ویژگیهای بهتر و هزینه کمتر بکار می‌گیرند. در حالیکه یک بنگاه با استراتژی تدافعی تمایل به متفاوت بودن محصولاتش دارد، بنگاهی که استراتژی تقلیدی را بکار می‌گیرد، تمایل دارد که محصولی دقیقاً شبیه محصول پیشگام ارائه کند. چنین بنگاهی تمایل کمی برای رسیدن یا جلوزدن از بنگاه پیشتاز دارد و معمولاً توان مالی کم و به همان اندازه توان نیرو و کار کمتر و نیز، دسترسی به مواد خام و تولید انبوه کمتری دارد. در استراتژی وابسته، بنگاه می‌پذیرد که تابع یک بنگاه قویتر باشد. چنین بنگاهی محصولات را تقلید می‌کند و تنها هنگامی تغییر ایجاد می‌کند که درخواستی از طرف مشتری یا بنگاه بالادست ارائه شود. در استراتژی سنتی، تغییرات بسیار کمی در محصول انجام می‌شود و تنها تلاش می‌شود تا هزینه‌ها کاهش یابد. و سرانجام در استراتژی فرصت‌طلبانه، بنگاه به دنبال نیازهای منحصر بفرد در بخشهای خاصی از بازار می‌گردد. نکته اساسی در هر یک از این استراتژیها آنست که اشتباه بنگاه در پرداختن به یک محصول نامناسب، می‌تواند موجب از دست رفتن فرصتهای آن استراتژی شود[7].

جمع‌بندی مدل‌های ایستای نوآوری
تأثیر یک نوآوری در قابلیتهای گوناگون و رقابت‌پذیری یک بنگاه که در مدلهای مختلف مورد بحث قرار گرفت در جدول 1 بطور خلاصه آورده شده است. از منظر اقتصادی می‌توان گفت مدل دو قطبی تدریجی ـ رادیکال بر روی توسعه محصولات موجود که غیررقابتی شده‌اند، متمرکز است و از دیدگاه سازمانی این مدل دو قطبی بر روی دانش فناورانه متمرکز است. مدل آبرناتی ـ کلارک توجهش به دانش بازاریابی است و کمک می‌کند تا مشخص شود چرا برخی قدیمی‌ها در مواجهه با نوآوریهای رادیکال بسیار خوب عمل می‌کنند در واقع دانش فناورانه آنها تخریب می‌شود اما دانش بازاریابی آنها بی‌عیب و نقص باقی می‌ماند. این بنگاهها با چنین ظرفیت‌های بازاریابی بر تازه‌واردها برتری دارند چرا که در نوآوری، قابلیت بازاریابی مهم و ایجاد آن مشکل است. هر دو مدل آبرناتی ـ کلارک و تدریجی ـ رادیکال، دانش اجزاء (قطعات) و دانش معماری را می‌پذیرند و شاید اختلافی بین بعضی نوآوریهای تدریجی و معمارانه قائل نباشند. مدل هندرسون ـ کلارک به دسته‌بندی دانش اجزا (قطعات) و دانش معمارانه معتقد نیست و روشن می‌کند که چرا نوآوریهای تدریجی در واقع ممکن است نوآوریهای معمارانه، و در حقیقت مخرب دانش به هم پیوستن قطعات یا دانش معمارانه باشند. در حالیکه مدلهای قبلی بر روی تأثیر یک نوآوری روی قابلیتهای بنگاه متمرکز می‌شوند، مدل زنجیرة ارزش افزوده نوآوری، به بیان تأثیرات نوآوری روی محیط اطراف عرضه‌کنندگان، مشتریان و نوآورن مکمل می‌پردازد. این مدل بیان می‌دارد همانقدر که قابلیتهای یک تولیدکننده در مواجهه با یک نوآوری مهم است، عرضه‌کنندگان، مشتریان و نوآوران مکمل نیز اهمیت دارند.
رویکرد رهبری استراتژیک بیان می‌کند که توانایی یک بنگاه در پذیرفتن و توسعه یک نوآوری، تابعی از منطق حاکم بر مدیریت ارشد بنگاه، چگونگی عملکرد این منطق در تواناسازی مدیریت ارشد برای تشخیص ظرفیتهای یک نوآوری و در نتیجه تخصیص بهتر منابع برای توسعه آن، می‌باشد.
مدل کمیت و کیفیت دانش نو، این موضوع را عنوان می‌کند که علاوه بر اهمیت میزان جدید بودن یک دانش نو به‌عنوان زیربنای نوآوری، میزان و کیفیت ترکیب آن نیز مهم است. خواه نوآوری در فرآیند انبوه سازی باشد خواه دانش پایه، با توجه به میزان ضمنی بودن آن،‌ هر دو از این قاعده پیروی می‌کنند که چه کسی بیشترین سود را می‌برد.
در حالیکه مدل تیس دسته‌بندی صریحی را ارائه نمی‌کند، لیکن بیان می‌دارد که چرا یک بنگاه در بهره‌برداری از یک نوآوری ـ حتی وقتی قابلیتهای فناورانه دارد ـ ناموفق عمل می‌کند. در واقع مسئله بر سر قابلیتهای غیرفناورانه (دارایی‌های مکمل) است. دفاع از محیط به عنوان یک محرک نوآوری به این معناست که توانایی بنگاه در نوآوری، تابعی از محیط اطراف آن است. و سرانجام رویکرد انتخاب استراتژیک عنوان می‌دارد که استراتژی نوآوری بنگاه است که تعیین می‌کند بنگاه چه وقت شروع به نوآوری کند و چگونه از آن بهره‌برداری نماید.
جدول 1 : مدل‌های نوآوری ایستا
ردیف مدل مشخصات اصلی ارزش افزوده
1 تدریجی ـ رادیکال ـ انگیزه‌های استراتژیک در سرمایه‌گذاری: اگر قابلیت رقابت محصولات فعلی باقی بماند نوآوری تدریجی است و اگر محصولات فعلی قابلیت رقابت را از دست بدهند نوآوری رادیکال است.
ـ قابلیت‌های سازمانی: اگر قابلیتهای موردنیاز برای بکارگیری نوآوری، همان قابلیتهای موجود باشد، نوآوری تدریجی است و اگر نیاز به قابلیتهای خیلی متفاوت داشته باشد، آن نوآوری رادیکال است.
ـ تمرکز بر اجزای فناورانهی نوآوری، متمرکزکردن دانش فناورانه و بازاریابی، متمرکزکردن دانش اجزا (قطعات) و دانش معماری نوع نوآوری تعیین‌کننده نوع بنگاهی است که نوآوری می‌کند. قدیمی‌ها بیشتر به نوآوری‌های تدریجی می‌پردازند و تازه واردها بیشتر به نوآوری‌های رادیکال.
2 آبرناتی ـ کلارک ـ جداکردن دانش فناورانه و دانش بازاریابی
ـ برجسته کردن اهمیت قابلیتهای بازاریابی بیان می‌کند چرا ممکن است قدیمی‌ها در خصوص نوآوریهای رادیکال خوب عمل کنند.
3 هندرسون ـ کلارک ـ تقسیم دانش فناورانه به دانش اجزاء (قطعات) و دانش معماری.
ـ تعریف نوآوری به عنوان: تدریجی ( ارتقاء هر دو دانش اجزا و معماری)، معمارانه (ارتقاء دانش اجزا و مخرب دانش معماری). بیان می‌کند که چرا قدیمی‌ها در نوآوریهای تدریجی شکست می‌خورند. در واقع این نوآوریها، تدریجی نیستند بلکه در اصل نوآوری معمارانه می‌باشند.
4 زنجیره ارزش افزوده نوآوری ـ گسترش اهمیت به کل زنجیره ارزش افزوده شامل تأمین‌کنندگان، مشتریان و نوآوران مکمل.
ـ شایستگی‌های بنگاه در هماهنگی با محیط نیز مهم است. بیان می‌کند که چرا ممکن است قدیمی‌ها در نوآوریهای تدریجی شکست بخورند و چرا در نوآوریهای رادیکال موفق باشند.
5 رهبری استراتژیک ـ به شناسایی نقش مدیریت ارشد می‌پردازد و بیان می‌کند پذیرش یا عدم پذیرش نوآوری در یک بنگاه تابعی از منطق مدیریتی حاکم بر بنگاه است. بیان می‌کند چرا بعضی قدیمی‌ها نوآوریهای رادیکال را می‌پذیرند.
6 ماتریس مشابهت ـ عنوان می‌کند که موفقیت در پذیرش یک نوآوری تابعی از سازوکار پذیرشی است که بکار گرفته شده است. نشان می‌دهد پذیرش یک نوآوری در بنگاه تعیین‌کنندة شکست یا موفقیت است.
7 کمیت و کیفیت دانش جدید ـ تنها میزان جدید بودن دانش مهم نیست بلکه کیفیت و کمیت آن دانش نیز اهمیت دارد. بیان می‌کند که چرا فناوریهای برتر همیشه برنده نیستند.
8 آمادگی و دارایی‌های مکمل ـ برای استفاده از یک نوآوری به چیزی بیش از قابلیتهای فناورانه نیاز است. شیوه آمادگی برای نوآوری و دارایی‌های مکمل نیز مهم‌اند. بیان می‌دارد که چرا نوآورها همیشه از نوآوری خود سود نمی‌برند.
9 محیط بومی ـ نوآور بودن یک بنگاه تابعی از محیط اطرافش است مسئله، محیط یک بنگاه است.
10 انتخاب استراتژیک ـ انتخابهای استراتژیک بنگاه تعیین می‌کند چه نوآوری‌ای را بکار بگیرد یا نگیرد بنابراین موجب تخریب شایستگی و یا عدم انگیزه برای سرمایه‌گذاری در نوآوری می‌شود. مسئله استراتژی است.

ب. مدل‌های پویای نوآوری
1. مدل پویای آتربک ـ آبرناتی برای نوآوری : آتربک و آبرناتی فرآیند پویا در یک صنعت و بنگاه‌های مربوط آن را، طی فرایند تکامل یک فناوری از مرحله سیالیت به مرحله گذار و از آن به مرحله ثبات ، تشریح کرده‌اند. در مرحله سیالیت، عدم قطیعت زیادی در فناوری و بازار وجود دارد. فناوری به شکل یک سیال است و بنگاه ایدة روشنی در مورد اینکه کی و کجا در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کند، ندارد. طراحی‌های مربوط به مشتری، عمومی و توأم با محصولات جدید فناورانه جا نیفتاده، گران و غیرقابل اطمینان می‌باشد ولی قادر است نیازمندیهای بازارهای جدید را برطرف سازد. نوآوری فرایندی در مرحله سیالیت کمتر اتفاق می‌افتد. در این مرحله مواد ورودی براحتی در دسترس است و تجهیزات تولیدی اکثراً عادی هستند و رقابت بر مبنای عوامل تولید است. هنگامی که تولید کننده در تبادل با مشتری و بر اساس تجربه تولید، استانداردسازی قطعات، نیازهای بازار و عوامل مؤثر در طراحی محصول، بوجود آمدن طراحی مسلط(چیره) ، کاهش عدم قطعیت اساسی و تغییرات اساسی در طراحی؛ چیزهای بیشتری در مورد نحوة برآورده ساختن نیازهای مشتری آموخت؛ آنگاه تغییرات وارد مرحلة گذار می‌شود. طراحی مسلط آنست که قطعات اصلی و زیربنایی محصول از یک مدل به مدل دیگر تغییر نکند و طراحی توأم با درصد بالایی از قطعات و بازار اشتراکی شود. تأکید رقابت به سمت برآورده ساختن نیازهای مشتریان مشخص که بهتر شناخته شده‌اند، متمایل می‌شود. نرخ نوآوری در محصول کاهش می‌یابد و نوآوری در فرایند، اهمیت بیشتری می‌یابد. مواد و تجهیزات گرانتر و ویژه می‌شوند و رقابت بر مبنای تنوع محصولات شکل می‌گیرد. چنانچه دیده می‌شود این الگو در مواجهه با یک فناوری جدید خودش را تکرار می‌کند و اغلب یک رقیب بیرونی آغازگر رقابت است. این باعث گسستگی و بازگشت فرایند نوآوری به مرحله سیالیت، با حضور تعدادی بنگاه جدید می‌شود. در استقرار این مدل با توجه به مراحل مختلف مورد اشاره، یک بنگاه به قابلیت‌های مختلفی برای سودبردن از فناوری نیاز دارد. بنابراین در مرحله سیالیت، بنگاهها در زمینه نوآوری در محصول به رقابت می‌پردازند زیرا به آنها اجازه می‌دهد محصولاتشان را متفاوت نمایند و برخی در این امر موفق‌تراند. در مرحله ثبات، رقابت بر سر کاهش هزینه‌ها اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. در حالیکه در اختیار داشتن استاندارد می‌تواند یک دارایی به حساب آید و حتی بدون بالابردن سطح آنها نیز، استانداردها می‌تواند به ابزاری برای موفقیت در بکارگیری یک نوآوری تبدیل شود.

2. مدل چرخة عمر فناوری تاشمن ـ روزنکوف : سؤال مهم در شناسایی پویایی یک نوآوری آنست که یک بنگاه تا چه حد می‌تواند بر تکامل یک نوآوری تأثیر داشته باشد؟ برای مثال یک بنگاه تا چه حد می‌تواند طراحی‌های خود را به سمت استانداردهای صنعت هدایت کند؟ تاشمن و روزنکوف عنوان می‌کنند که این بستگی به میزان عدم قطعیت فناوری دارد که این به نوبة خود وابسته به پچیدگی و مراحل تکامل فناوری است. پیچیدگی تابعی است از:
ـ ابعاد و ویژگیهای نوآوری و خصوصیات آن، که از محیط اطراف گرفته شده،
ـ تعداد رابط‌های بین نوآوری و نوآوران مکمل،
ـ تعداد اجزا (قطعات) تشکیل دهنده نوآوری و ارتباطات بین آنها، و
ـ تعداد سازمانهایی که در محیط اطراف آن نوآوری، تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
با چنین معیاری، محصولات ساده و بی‌نیاز از مونتاژ نظیر کاغذ و شیشه دارای کمترین سطح پیچیدگی هستند در حالیکه خصوصیات اولیه آنها هزینه پایین هر واحد از محصول، تعداد کم واسطه‌ها برای تبدیل به محصولات دیگر، و تمرکز آنها روی مشتری می‌باشد. سیستم‌های باز نظیر کامپیوتر، رادیو یا شبکه‌های تلفن بسیار پیچیده‌تراند. مثلاً در کامپیوترها ویژگیهای گوناگونی نظیر سیستم عامل، مقدار حافظه، ظرفیت دیسک، قابلیت ارتقا، سرعت، توان مصرفی، وزن، کاربرپسند بودن و توانایی اجرای نرم‌افزارهای قدیمی، مطرح است. در یک نوآوری در زمینه کامپیوتر، مشتریان، فروشندگان نرم‌افزار، عرضه کنندگان سخت‌افزار و خدمات دهندگان شبکه‌های ارتباطی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. عوامل دیگری مانند نقش عوامل غیرفناورانه نظیر دارایی‌های مکمل و سازمانهای موجود در محیط اطراف، نوآوری را پیچیده‌تر می‌سازند. بهترین فناوری آنست که بیشتر موجب موفقیت شود چه در محصول ساده‌ای نظیر شیشه، چه در محصولی پیچیده نظیر کامپیوتر.
چرخة عمر فناوری تاشمن ـ روزنکوف با یک گسست فناورانه آغاز می‌شود که می‌تواند ارتقاء دهنده شایستگی یا مخرب شایستگی باشد. گسستگی‌های فناورانه، نوآوریهای کمیاب و غیرقابل پیش‌بینی‌اند که مرزهای فناورانه مربوطه را بوسیله شیوه‌ای منظم و یا بواسطه تغییر اساسی در طراحی محصولات یا فرآیندها که موجب برتری در هزینه نهایی، عملکرد یا کیفیت نسبت به محصول قبلی می‌شود، توسعه می‌دهند. هنگامی که عدم قطعیت زیادی در بازار و فناوری وجود دارد، به دنبال گسستگی‌ها، دوره گذار یا تغییرات کوچک و تدریجی دیده می‌شود.
رقابت برای رد یا قبول طراحی‌های مختلفی که فناوری جدید را بکار گرفته‌اند وجود دارد چرا که هر یک از محصولات ممکن است رویکرد فنی متفاوتی داشته باشند. در متن هر یک از این رویکردهای فنی، رقابت نهفته است. بعلاوه رقابت بین فناوریهای قدیمی و جدید نیز وجود دارد. سرانجام فارغ از این رویکردهای رقابتی، یک طراحی غالب ظاهر می‌شود، طراحی منحصر بفردی که در حوزه آن محصول تبدیل به یک کلاس می‌شود. علاوه بر پیچیدگی فناوری، عوامل دیگری به جز برتری فناوری، تعیین می‌کنند که کدام طراحی، تبدیل به استاندارد می‌شود. پدیدآمدن طراحی غالب موجب کاهش عدم قطعیت فناورانه شده و راهنما و مبدأ شروع دوره تغییرات تدریجی می‌باشد. توجه روی مسائل کلیدی فناورانه تعریف شده، مشخصات محصول ایجاد شده و تغییرات تدریجی متمرکز می‌شود. فناوری به حرکت خود ادامه می‌دهد تا وقتی که توسط یک گسست فناوری دیگر سرعت حرکتش کاهش یافته یا کلاً متوقف گردد. همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است، پیچیدگی بیشتر فناوری و متقدم بودن در چرخه عمر توأم با بیشترین عدم قطعیت و بیشترین تأثیر از عوامل غیرفناورانه می‌باشد.


عدم قطعیت متوسط:
تأثیر عوامل غیرفناورانه بالا است عدم قطعیت بالا:
تأثیر عوامل غیرفناورانه در بالاترین حد است
کمترین عدم قطعیت:
تأثیر عوامل غیرفناورانه حداقل است عدم قطعیت محدود:
تأثیر عوامل غیرفناورانه کم است
شکل4: عدم قطعیت و نقش عوامل غیرفناورانه

در دو مدل پویای یادشده، یک بنگاه برای موفقیت در هر مرحله از چرخة عمر ممکن است به قابلیتها و شایستگی‌های متفاوتی نیاز داشته باشد. میزان اثربخشی این شایستگی‌ها و تأثیرگذاری آنها در تکامل یک فناوری تابعی از پیچیدگی محصول می‌باشد. این است که در مورد نوآوری پیچیده‌تر می‌توان انتظار داشت که در طی دوره تکامل آن فناوری، عوامل سیاسی ـ اجتماعی بیشتری دخالت داشته باشند.
هر دو مدل یادشده دارای نواقصی هم هستند. بعنوان مثال نمی‌توان به آسانی گفت که چه موقع یک مرحله یا دوره شروع می‌شود و یا خاتمه می‌یابد. بعلاوه، همه محصولات دارای یک طراحی غالب نیستند و حتی اگر هم داشته باشند قابل پیش‌بینی نیست. بدنبال پدیدآمدن یک طراحی غالب، تعداد بنگاهها در آن صنعت همیشه هم کاهش نمی‌یابد. در واقع اگر بنگاه برنده و ارائه کننده طراحی غالب استاندارد و لیسانس فناوری آن را آزادانه در اختیار همه بگذارد حتی تعداد بنگاهها در آن صنعت افزایش نیز خواهد یافت. در این زمینه می‌توان کامپیوتر شخصی را مثال زد. نوآوری در فرایند همیشه به دنبال نوآوری محصول فرا نمی‌رسد. مثلاً شرکت اینتل قبل از انجام اختراعات بزرگش در زمینه ریزپردازنده و دی رم ، مشغول فناوری نیمه هادی‌های اکسید فلزی بود. البته باید اذعان داشت تغییرات فناورانه فرآیندی بزرگی بعد از ریزپردازنده و دی رم شکل گرفت که در اینجا این تغییرات موردنظر نیست.

3. مدل منحنی اس فاستر : در مدل آتربک ـ آبرناتی از یک مرحله ثبات یا دوره تغییرات و نوآوریهای تدریجی نام می‌برند که با یک گسست فناورانه پایان می‌یابد. یک مشکل آنست که پیش‌بینی آنکه این گسست کی فرا می‌رسد، سخت است. اینطورعنوان شده که یک بنگاه می‌تواند وقتی به حد نهایی دانش مورد استفاده در چرخة عمر فناوری یعنی محدودیت‌های فیزیکی فناوری رسید، این گسست را پیش‌بینی کند. برای مثال فاستر اظهار می‌کند که نرخ پیشرفت یک فناوری تابعی از میزان تلاشی است که موجب می‌شود فناوری از یک منحنی اس‌شکل پیروی کند.











جمع‌بندی مدل‌های پویای نوآوری
عوامل اصلی در هر مدل پویا و ارزشی که به مدل‌های نوآوری می‌افزاید تا مدل بتواند پیش‌بینی کند چه کسی احتمالاً بیشتر موفق به نوآوری می‌شود، در جدول 2 خلاصه شده است.
جدول2: ارزش افزوده‌ی هر یک از مدل‌های پویا
ردیف مدل عوامل کلیدی ارزش افزوده
1 آتربک ـ آبرناتی ـ سه مرحله در چرخة عمر فناوری عبارتند از مرحله سیالیت، مرحله گذار، مرحله ثبات.
ـ طراحی غالب به عنوان یک نقطه کلیدی در طی عمر هر نوآوری مطرح است:
ـ از نوآوری رادیکال محصول گرفته تا طراحی غالب و تا نوآوری تدریجی
ـ از نوآوری اساسی محصول گرفته تا نوآوری اساسی فرایند .
ـ از بنگاههای کوچک با محصول انحصاری گرفته تا بنگاههای متعددی که محصولات مشابه می‌سازند.
ـ از بنگاههای سودآور گرفته تا بنگاههای کم سود ـ آغاز پویایی
ـ مفهوم طراحی غالب
ـ صنایع درگیر پیش‌بینی نسبی از یک مرحله به مرحله دیگر می‌شوند
2 تاشمن ـ روزنکوف ـ مشابهت در عواملی که در مدل آتربک ـ آبرناتی مطرح است:
ـ گسست فناوری، دوره گذار، پدیدآمدن طراحی غالب و دوره تغییرات تدریجی.
ـ پیچیدگی بیشتر در نوآوری به معنی دخالت بیشتر عوامل سیاسی ـ اجتماعی در طول تکامل آن نوآوری است. پیشرفت فناوری بستگی به عوامل داخلی و خود فناوری دارد. فناوری پیچیده‌تر کمتر توسط عوامل درونی‌اش قابل تعیین است.
3 منحنی اس فاستر ـ توسعة یک فناوری منجر به رسیدن آن به یک حد نهایی رشد می‌شود.
ـ محدودیتهای یک فناوری می‌تواند توسط دانش مربوط به محدودیتهای فیزیکی، پیش‌بینی شود. نحوه پیش‌بینی به پایان رسیدن یک فناوری موجود و از راه رسیدن یک فناوری جدید.

مدل آتربک ـ آبرناتی مفهوم طراحی غالب و پویایی را مطرح نمود و بیان کرد که صنایع، درگیر شیوة پیش‌بینی مربوط به حرکت از یک مرحله به مرحلة دیگر فناوری می‌باشند. مدل تاشمن ـ روزنکوف عنوان نمود که پیشرفت فناوری بستگی به عواملی فراتر از عوامل درونی فناوری دارد. فناوری هر چه پیچیده‌تر باشد، کمتر توسط عوامل درونی‌اش قابل تعیین است. منحنی اس فاستر نیز مسیری را نشان می‌دهد که در آن می‌توان پایان عمر یک فناوری و از راه رسیدن یک فناوری جدید را پیش‌بینی نمود.

7. کاربرد مدل‌های نوآوری در آینده‌پژوهی و پیش‌بینی
از آن‌جا که مدل‌های نوآوری، عوامل تغییر را شناسایی و پایش می‌کنند، می‌توانند به‌عنوان ابزارهای پیش‌بینی نیز استفاده شوند: در این ابعاد پیش‌بینی و آینده‌نگر این مدل‌ها را می‌توان در توانایی آن‌ها در بررسی احتمال انجام نوآوری توسط یک سازمان و همچنین ارایه برآوردی از نوع نوآوری احتمالی، جستجو نمود. برخی از مهم‌ترین جنبه‌های این مدل‌ها که باعث ایجاد قدرت پیش‌بینی می‌شوند عبارتند از:
• پایش محیط در ابعاد مختلف(بازار، مشتری، تامین کنندگان، فناوری و ...): مدل زنجیره ارزش افزوده، مدل کمیت و کیفیت دانش جدید
• توجه به ابعاد تغییرات پیوسته(تدریجی) و جهشی(رادیکال): مدل تدریجی-رادیکال
• بررسی انگیزه‌ها و پیش‌ران‌های سازمانی متفاوت در بنگاه‌های نوپا و باسابقه برای نوآوری: مدل آبرناتی-کلارک، مدل هندرسون-کلارک، مدل رهبری استراتژیک، مدل انتخاب استراتژیک و ...
• بررسی شرایط محیطی محرک نوآوری: مدل محیط بومی
با استفاده از مدل‌های نوآوری، می‌توان به برآورد برخی مسایل مهم در صنعت و اقتصاد و جامعه پرداخت بنابراین، برخی از کاربرد احتمالی مدل‌های مذکور را می‌توان این‌گونه خلاصه نمود:
• بررسی احتمال خلق محصولات/خدمات توسط یک بنگاه نوپا یا باسابقه در آینده
• بررسی پتانسیل یا ظرفیت‌های‌ بنگاه برای توسعه‌ی محصولات/خدمات در آینده
• برآورد تصمیمات مدیران بنگاه‌ها در ایجاد تغییر در محصول و نوع تغییر در آینده
• تحلیل وضعیت پیش‌ران‌ها و ظرفیت‌های محیطی مسبب تغییر
• برآورد عکس‌العمل بازار و جامعه در مقابل نوآوری‌ها و تغییرات جدید
• پایش فرایند تغییرات در محصول/خدمات آینده بر اساس عوامل کلیدی در فرایند نوآوری
ماهیت پیش‌بینی‌ها، اغلب درباره‌ی احتمال و کیفیت خلق محصولات جدید در یک بنگاه است. چنین برآوردهایی در مدل‌های نوآوری، وابستگی شدیدی به موضوع نوآوری، اطلاعات قابل دسترس و ... دارد. بنا به تجربه، اغلب پیش‌بینی‌ها در این مدل‌ها مبتنی بر ارزیابی‌های کیفی است. لازم به‌ذکر است که بنا به اقتضا، برآوردها و پیش‌بینی‌های آینده می‌تواند در چارچوب انواع ابزار پیش‌بینی تجلی یابد و به صورت‌های زیر ارایه شود:
• پیش‌بینی‌ کیفی مبتنی شهود و بصیرت
• پیش‌بینی مبتنی بر دلفی‌
• پیش‌بینی مبتنی بر روش‌های آماری
• پیش‌بینی مبتنی بر سیستم داینامیک(علت و معلولی)
• پیش‌بینی مبتنی بر برون‌یابی

7. جمع‌بندی
با توجه به سایر اطلاعات و مصاحبه‌ها، مشخص شد که بنگاه موردنظر علیرغم توانمندی‌های فناورانه، در بکارگیری و تبدیل آنها به محصولات و خدمات از توانایی خوبی برخوردار نیست. هر چند این نتایج نشان می‌دهد بنگاه موردنظر باید در زمینه ارتقای توانمندی‌های بازار خود سرمایه‌گذاری کند، اما نباید از نظر دور داشت که وضعیت محیطی نیز تأثیرات زیادی بر عملکرد بنگاه می‌تواند داشته باشد.
به عنوان مثال، وجود انحصار در بعضی زمینه‌ها در طول سال‌های قبل باعث شده تا احساس نیاز به توانمندی‌های بازار در مدیران‌ارشد کاهش یابد. از سوی دیگر، در بعضی زمینه‌ها نیز غیرقابل پیش‌بینی بودن قوانین و مقررات تجارت باعث شده تا تحلیل و بررسی بازار مشکل باشد. به همین علت ریسک ورود به بازارهای جدید نیز به نسبت بالاست و بنگاه در برخورد با بازارهای جدید، جانب احتیاط پیش می‌گیرد.
به عنوان نتایج کلی، می‌توان گفت توانمندی‌های فناورانه و بازار لازم و ملزوم بوده و ضعف در یکی ممکن است قابلیت‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار دهد. بعلاوه، می‌توان گفت احصای توانمندی‌های فناورانه و بازار و شناخت نقاط ضعف و قوت در هر یک از آن‌ها، می‌تواند به بنگاه کمک کند تا در ایجاد یا بهبود بسترهای لازم برای کسب و کار خود برنامه‌ریزی دقیق‌تری انجام دهد.

فهرست منابع و مآخذ

1 ـ طباطبائیان، حبیب الله؛ ارزیابی فناوری؛ وزارت صنایع و معادن، مرکز صنایع نوین، نسخة پیش از انتشار، تهران، 1383
2 - آقایی فیشانی، تیمور؛ خلاقیت و نوآوری در انسانها و سازمانها؛ انتشارات ترمه؛ چاپ اول، 1377
3 ـ براون، ارنست؛ زمینه فناوری: ارزیابی فناوری برای استفاده مدیران؛ مترجم محمد زنجانی، ناشر: سازمان مدیریت صنعتی، چاپ اول، تهران، 1379
4 ـ جین، آر. کی؛ اچ سی ترایاندیس؛ مدیریت بر مدیریت‌ناپذیر؛ مترجم دفتر مطالعات مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، انتشارات مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، چاپ اول، 1376
5 ـ سلطانی تیرانی. فلورا؛ نهادی‌کردن نوآوری در سازمان؛ مؤسسه خدمات فرهنگی رسا؛ چاپ اول، 1378
6 ـ ملکی‌فر، عقیل؛ مبانی فناوری و انتقال فناوری از منظر سیاستگذاری برای توسعه فناوری؛ ناشر: سازمان صنایع هوایی، چاپ اول، تهران، 1379
7. Afuah, Allen; Innovation Management: Strategies, Implementation, and Profits; Oxford University Press, 1998.
8. Khalil, T.M; Management of Technology: The key to Competitiveness and Wealth Creation; Mc Graw Hill, 2000.
9. UNIDO; Manual on Technology Negotiation, Vienna, 1996.
10. Verhaeghe, Audrey; Rivka Kfir; Managing Innovation in a Knowledge Intensive Technology Organization (KITO); R&D Management No 32 Vol 5; Blackwell Publishers Ltd, 2002
11. Dodgson, Mark; Sybille Hinze; Measuring Innovation; International Conference on Measuring and Evaluating Industrial R&D and Innovation in the knowledge-based Economy, Taipei, R.O.C, 2001
12. Schilling, Melissa A.; Strategic Management of Technological Innovation; Mc Graw Hill /Irwin,New York ,2005.
13- راجرز، اورت ام؛ اف. فلوید شومیکر؛ رسانش نوآوری ـ رهیافتی فرهنگی؛ مترجمان عزت‌الله کرمی، ابوطالب فنایی؛ مرکز نشر دانشگاه شیراز؛ چاپ اول، 1369
14- جعفرنژاد، احمد؛ طراحی یک الگوی مدیریت تکنولوژی؛ پایان نامه دکترا. استاد راهنما: میر مهدی سیداصفهانی، دانشگاه تربیت مدرس، 1373 

 



[بازگشت به فهرست]
 
بازديد تاكنون: 345922 [ ؟ ] كليه حقوق اين سايت متعلق به انجمن تحقيق و توسعه صنايع و معادن مي باشد       طراحي و اجرا: اورين سافت

اورين سافت - مجري طرحها و پروژه هاي اينترنت و اينترانت، وب سايت، سيستمهاي اطلاعاتي و اطلاع رساني، مديريت و فرآوري اطلاعات، نشر الكترونيك، مولتي مديا، طراحي و گرافيك وب - تهران، آرياشهر, طراحي و توليد سيستمها و بسته هاي نرم افزاري شامل اتوماسيون اداري و مالي؛ توليد و پشتيباني سيستمهاي نرم افزاري؛ سيستمهاي اطلاعاتي، اطلاع رساني، مديريت و فرآوري اطلاعات؛ سيستمهاي تحت وب؛ خدمات اينترنتي مجاز چند رسانه اي و فعاليتهاي زمينه؛ فروش، پشتيباني، مشاوره، صادرات و واردات تجهيزات كامپيوتري؛ مشاركت در شركتهاي كامپيوتري؛ شركت در مناقصات و مزايده هاي كامپيوتري و نمايشگاههاي بين المللي كامپوتري؛ اخذ و اعطاي نمايندگي از شركتها و موسسات داخلي و خارجي در زمينه كامپيوتر؛ شركت مشاركت در كنسرسيومهاي توليد نرم افزار

توليد نرم افزار, سيستمها بسته هاي نرم افزاري, اتوماسيون اداري مالي, توليد پشتيباني, سيستمهاي نرم افزاري, سيستمهاي اطلاعاتي, اطلاع رساني, مديريت فرآوري اطلاعات, سيستمهاي تحت وب, خدمات اينترنتي مجاز, چندرسانه اي مولتي مديا, فروش پشتيباني مشاوره, صادرات واردات تجهيزات, مشاركت شركتهاي كامپيوتري, مناقصات مزايده هاي كامپيوتري, نمايشگاههاي بين المللي كامپوتري, اخذ اعطاي نمايندگي ,كنسرسيومهاي توليد نرم افزار

اورين سافت - مجري طرحها و پروژه هاي اينترنت و اينترانت، وب سايت، سيستمهاي اطلاعاتي و اطلاع رساني، مديريت و فرآوري اطلاعات، نشر الكترونيك، مولتي مديا، طراحي و گرافيك وب - تهران، آرياشهر

صفحه اول اورين سافت شركت اورين سافت خدمات اورين سافت پروژه هاي اورين سافت همكاران اورين سافت مشتريان اورين سافت پشتيباني اورين سافت تماس با اورين سافت

EvrinSoft producer of Internet and Intranet projects, websites, information technology, information processing and management, epublish, multimedia, web design and web develop, Tehran, Ariyashahr

Software engineering, software packages, automation, production, support, Information systems, epublishing, data process management, web applications, internet services, multimedia, sale support consulting, import, export, computer international fairs

EvrinSoft ( http://www.EvrinSoft.com ) Developer of Internet and Intranet Projects, Websites, Information systems, data Management, ePublishing, Multimedia, Web Design and Graphics - Tehran, Ariyashahr

EvrinSoft Home EvrinSoft Company EvrinSoft Services EvrinSoft Projects EvrinSoft Partners EvrinSoft Customers EvrinSoft Support تContact EvrinSoft